ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

خوابیدن آرتین در حال بیسکویت خوردن

سلام شاهزاده ی زیبای من امروز برای اولین بار وقتی داشتی بیسکویت میخوردی خوابت برد... اینم عکساش   سلام شاهزاده ی زیبای من امروز برای اولین بار وقتی داشتی بیسکویت میخوردی خوابت برد... اینم عکساش یه نیم ساعتی خوابیدی و بعد که بیدار شدی مامان داشت روی فلش مطب بابا آهنگ جدید میریخت و گیر دادی که هدفونو بدم بهت و واست خیلی عجیب بوووووووود و کلی آهنگ گوش دادی آره اینم یه روز دیگه با آرتین خوشکل و شیطون خودم بووووووووووووووووووووووووووووس جیجر مامان ...
6 ارديبهشت 1392

دومین مروارید شاهزاده ی زیبای من

رویش دومین مرواریدت مبارک باشه شاهزاده ی زیبای من   رویش دومین مرواریدت مبارک باشه شاهزاده ی زیبای من تاریخ رویش دومین دندونت رو فراموش کردم چون توی اسباب کشی بودیم و نت قطع بود ببخشید پسر گلممممممممممممممم رویش دومین مرواریدت مبارک باشه شاهزاده ی زیبای من   ...
4 ارديبهشت 1392

اندر اتفاقات هفته ی پیش

سلام پسر زیبای من ... جونم برات بگه با تو اسباب کشی خیلی سخت بود ولی چون تو بودی خستگی تو تنم نمووووووووووووند سلام پسر زیبای من ... جونم برات بگه با تو اسباب کشی خیلی سخت بود ولی چون تو بودی خستگی تو تنم نمووووووووووووند الهی مامان فدات شه حسابی سرما خوردی و بیحال بیحال و من و بابا هم باید باهات کشتی میگرفتیم تا قطره و شربت هاتو بخوری (عکسی که مربوط باشه پیدا نکردم از قطره ها و شربت هات عکس گذاشتم...) پسرم حسابی شیطون شدی و یه لحظه نمیشه تنهات گذاشت...در عرض چند ثانیه سر از یه جای دیگه در میاری... اولین خرابکاری یا دسته گلی که شما آب دادی کشیدن سیم لب تاب بود که از روی میز افتاد و متاسفانه سیمش قطع شد....
4 ارديبهشت 1392

یه روز خوب خونه خاله سمیه همراه بهار جووون

سلام سلام جاتون خالی دیروز رفتیم خونه خاله سمیه و حسابی بهمون خوش گذشت و من (آرتین) حسابی با اسباب بازی های بهار جون بازی کردم و تو اتاق بهار خوابیدم و کلی هم با تاب بهار تاب بازی کردم. خیلی خوش گذشت... اینم عکساش... سلام سلام جاتون خالی دیروز رفتیم خونه خاله سمیه و حسابی بهمون خوش گذشت و من (آرتین) حسابی با اسباب بازی های بهار جون بازی کردم و تو اتاق بهار خوابیدم و کلی هم با تاب بهار تاب بازی کردم. خیلی خوش گذشت... اینم عکساش... اینم من و بهار جون بهار جون با من دوست میشی؟! بازم من و تاب بازی اینجا خوش میگذره نمی خوام بیام پاییین... خیلی خوش گذشت جاتون خالی 1392/01/25 ...
25 فروردين 1392

اولین مروارید شاهزاده زیبای من

  سلام سلام صد تا سلام من اومدم با دندونام میخوام نشونتون بدم صاحب مروارید شدم یواش یواش و بیصدا شدم جز کباب خورا   سلام سلام صد تا سلام من اومدم با دندونام میخوام نشونتون بدم صاحب مروارید شدم یواش یواش و بیصدا شدم جز کباب خورا     بالاخره بعد از کلی ناز و کرشمه و بیخوابی و بدخلقی اولین مروادید شاهزاده من البته باید بگم هنوز کامل نزده  بیرون ولی وقتی حس مادرانه بهم غلبه کرد و گفت دستمو بمالم به لثه آرتین متوجه حضور یه دونه مروارید شدم  تیِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِز تیز وقتی متوجه شدم آرتین داره دندون در میا...
21 فروردين 1392

هشتمین ماهگرد شاهزاده زندگی من

سلام شاهزاده زیبا و دوست داشتنی من مثل برق و باد روزهای با تو بودن داره میگذره و تو جلوی چشمهای من داری قد می کشی و بزرگ میشی هوراااااااااااااااااااااااااااااا آرتین خوشکلم هشت ماهش تموم شد   پسر شیطون من حسابی شیطون شدی و تازگی ها شروع به چهار دست و پا رفتن کردی ولی یه کوچولو تنبل تشریف دارید تا یه قدم بر میداری زود میشینی... خسته میشی مامان؟؟؟ ولی خودت خیلی کیف میکنی و کم کم هر جا که دوست داشته باشی خودت میری البته تعقیب و گریز مورچه هنوز ادامه دارهههههههههه... ما که مورچه نمیبینیم لابد تو میبینی که اینجوری پرزهای قالی رو با انگشتات میگردی تازگی ها دست دستی میکنی و از دیروز یه کوچولو بای بای میکنی ...
20 فروردين 1392

اولین عید نوروز آرتین خوشکلم

سلام سلام بعد از 23-24 روزی تعطیلات ما دوباره اووومدیم خونمون آخ که هیچ جا خونه ی خودمون نمیشه....!!! خوب به علت اینکه آرتینم حسابی شیطون شده و نمیذاره بنویسم خلاصه ی اتفاقات عیدو واستون تعریف میکنم این سفره هفت سینیه که مامانم واسه آرتین انداخت چون عید سال اولش بود... امسال سال تحویل یه حس عجیب داشتم مامان شده بودم واقعی واقعییییییییییییییی   از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ، دیگر هیچ آرزویی ندارم ، رویایم را میخواستم که به آن رسیدم ، دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم ، رویایی که همان دنیای من است، و تویی که همان دنیای منی….   سلام سلام بعد از 23-24 روزی تعطیلات ما دوباره اووومدیم خون...
20 فروردين 1392